در دوران ما، نیاز انسانها به آب، با توزیع آب در طبیعت همخوان و همآوا نیست و تضاد میان نیاز انسان به آب، با موجودی آن در هر منطقه، رقابتی نابرابر را میان انسان و طبیعت پدید آورده که ثمره آن اگرچه در کوتاهمدت برآورده ساختن نیازهای انسانی است، اما در میانمدت با تخریب تدریجی طبیعت، گاه زیانهای جبرانناپذیری را در پی خواهد داشت. فرونشست زمین بر اثر تخلیه آبخوان، پیشروی آبهای شور و افت کیفیت آبخوانهای شیرین و تداخل در تعادل کمی جریانهای سطحی و زیرزمینی سرفصلهایی از نبود توازن نیازهای آبی و موجود آب در طبیعت است که نمونههای فراوانی از آن در گزارشهای بینالمللی و حتی در کشور ما نیز وجود دارد. نیاز آبی بیش از ظرفیت موجود آن که عامل برهمزدن توازن طبیعت است، متأثر از عوامل عدیدهای است که خود جای بحث مفصل دارد.
بخشی از نیاز به آب حقیقی و ذاتی است. نیاز واقعی به آب شامل نیازهای فیزیولوژیک (شامل آشامیدن و پخت و پز)، نیازهای بهداشتی (استحمام و شست و شو) و تا حدودی نیازهای رفاهی (مانند تأمین آب برای سامانههای گرمایش و سرمایش) است. بخشی دیگر از نیازها حاصل تعاملات فرهنگی و الگوبرداریهای نادرست است. در گذشته فرهنگ زندگی مردم متأثر از اقلیم حاکم بر محل سکونت آنها بود و بسیاری از آداب و رسوم آنها براساس شرایط جغرافیایی و اقلیمی شکل گرفته بود. در دوران ما که با فراهمشدن ارتباطات گسترده، جوامع به یکدیگر نزدیک شدهاند، به طوری که امروزه از مجموعه کشورهای جهان بهعنوان دهکده جهانی تعبیر میشود؛ الگوبرداریهای نادرست، نیاز کاذب و غیرواقعی به آب ایجاد کرده است. فرهنگ مصرفزدگی در بخش آب، خود زمینهساز بحران است در حالی که میتوان با تأمین سرانه خانگی به میزان ۱۰۰ تا ۱۳۰ لیتر، تمامی نیازهای فیزیولوژیک، بهداشت و رفاه را برآورده ساخت. به دلیل استفادههای نادرست، گاهی این میزان به حدود ۱۸۰ تا ۲۵۰ لیتر در روز نیز میرسد.
علاوه بر موضوع فرهنگی، برخی نقیصههای فنی در تأسیسات وسازهها، همچون فرسودگی لولهها و پایینبودن کارآمدی تجهیزات آببر، از دیگر عواملی است که مصرف آب را بیشتر از مقدار واقعی میسازد. ما باید با بهبود تأسیسات و ترویج لوازم با مصرف کمآب به مدیریت و بهرهوری بهتر آب کمک کنیم. لازمه مدیریت موفق آب در حال و آینده، توجه همزمان و متوازن به دو مقوله مدیریت تأمین و مدیریت تقاضا است. در مدیریت تأمین، رویکرد بر پایه ایجاد تأسیسات جدید و بهرهبرداری از منابع جدید آبی است. با توجه به اقدامهایی که در گذشته انجام شده و هماکنون نیز در حال انجام است، دیگر فعالیت گستردهای نمیتوان انجام داد. در حقیقت قریب به اتفاق منابع آبی موجود شناسایی، مهار و استفاده میشوند. در مدیریت تقاضا رویکرد بر پایه بهینهسازی و بهرهوری بیشتر در مصرف آب با هدف حفظ و تعالی کمیت و کیفیت آب در پرتو استفاده درست و بهینه آن و افزایش سودمندی سامانههای آبرسانی است. تحقق این امر در مقولههای فنی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی پیگیری میشود. در بخش فنی بهینهسازی سامانههای آبرسانی با هدف کاهش هدرروی آب، ساخت، توسعه و ترویج لوازم با مصرف کمتر آب دنبال میشود. در بخش اقتصادی ایجاد تعادل و توازن در چرخه اقتصادی صنعت و زمینهسازی برای توسعه و مقرون به صرفه شدن بهرهگیری از لوازم با مصرف کمتر آب در دستور کار است و در بخش فرهنگی و اجتماعی، ایجاد هنجارهای مناسب رفتاری در مصرف آب پیگیری میشود. از منظر اجتماعی، مصرف بهینه آب ضمن آنکه باید بهعنوان یک ارزش تلقی شود؛ سبب صیانت از منابع موجود برای نسل حاضر و نسلهای آینده و تسریع در رشد و تعالی اقتصادی کشور خواهد شد. از دیدگاه اقتصادی صرفهجویی و یا به تعبیر بهتر مصرف بهینه آب با کاستن از تقاضا برای آب و تقلیل هزینههای تأمین و تصفیه آب و در پی آن حجم کمتر تولید فاضلاب نیاز به سامانههای پرهزینه تصفیه فاضلاب را نیز کاهش خواهد داد.
دستیابی به اهداف برنامه پنجم توسعه در بخش آب و فاضلاب مستلزم تنوعبخشی به منابع مالی و جلب مشارکت بخش خصوصی و استفاده از شیوههای نوین سرمایهگذاری است. روشهای تأمین منابع مالی پروژهها شامل طیف وسیعی بوده که از اتکای کامل به منابع مالی دولتی و بودجههای سنواتی تا واگذاری کامل ساخت، بهرهبرداری و نگهداری تأسیسات را شامل میشود. در این راستا استفاده از روشهای نوین مشارکت بخش غیردولتی به منظوراستفاده از ظرفیتهای بخش خصوصی برای به حداقل رساندن اتکای پروژهها به منابع دولتی و همچنین ارتقای کیفی خدمات از اولویتهای بخش آب و فاضلاب است. انجام پژوهشهای کاربردی در جهت آسیبشناسی وضعیت موجود فرآیندهای تصفیه آب و فاضلاب و ارائه راهکارهای اجرایی جهت افزایش راندمان آنها با انتقال فناوریها از اهمیت ویژهای برخوردار است. به این منظور باید با بهرهگیری از فناوریهای روز دنیا نسبت به رفع مشکلات اقدام کرد تا پس از مشاهده نتایج بهدست آمده اقدام به بومیسازی با استفاده از خبرگان و شرکتهای دانش بنیان شود.
امروزه دنیای مدرن به سرعت در حال پیشرفت و توسعه فناوری و نوآوری است. این فناوری ها علاوه برآنکه مزایای خاص خود را دارند معایب فراوانی نیز دارند از جمله آنکه بسیاری از اینها تأثیرات زیست محیطی و زیستبومی زیانآوری را به دنبال دارند. یکی از دلایل این مشکلات آن است. که دخل و تصرف انسان در محیط لزوماً به معنای ایجاد تغییرات در شکل طبیعی و اولیه محیط زیست است. در صورت عدم اصلاح روند کنونی، توازن موجود در طبیعت بهم خورده و این مهم پیامدهای جبرانناپذیر و خطرناکی را در پی خواهد داشت. چنانکه امروزه نیز در برخی جوامع با چنین مشکلات ناخواستهای روبه رو هستیم. امروزه منابع طبیعی در سراسر جهان به شدت آسیب دیده و این معضل چه در زمینه آب، خاک، هوا و چه در سایر زمینهها موجب بروز بیماریهای مختلفی شده است. علاوه براین، آلودگی های مربوط به آب، خاک و هوا منجر به کاهش بهرهوری سرمایههای زیست محیطی در تولید کالاهای مختلف نیز میگردد. تأثیرات زیانآور پیشرفت و توسعه فناوری و صنعت در محیطهای بشری غیر قابل انکار است. به منظور کاهش تاثیرات زیانآور صنعت و پیشرفت و توسعه فناوری باید راهحلهایی برای این منظور اتخاذ گردد. پیشرفت و توسعه فناوری تأثیر غیرقابل انکاری در رشد و پیشرفت علمی کشورها، بهبود وضعیت بهداشتی جوامع و افزایش سطح امید به زندگی داشته است. با این حال همزمان با رشد و توسعه فناوری، سرعت تغییرات در محیط زیست جهانی شدت گرفته است. افزایش میزان آلودگی، افزایش افت سطح آبهای زیرزمینی و استمرار در کاهش منابع آب از جمله این تغییرات هستند.
یکی از مهمترین مشکلاتی که امروزه گریبان گیر محیط زیست ما شده است آلودگی آب های سطحی و زیر زمینی توسط صنایع فلزی است. از جمله این صنایع می توان به کارخانه های ماشین سازی، فلزکاری و آبکاری، آلومینیوم، ذوب آهن، ذوب فلزات، فولاد سازی، کارخانجات فلوتاسیون سرب، روی، مس و نیز تولید دستگاه های حرارتی و برودتی اشاره کرد. اغلب پروسه های تولید صنایع ذکر شده با آب رابطه مستقیم داشته و از مهمترین منابع آلوده کننده آب به شمار می روند. این آلودگی ها تغییر در PH آب، بهم خوردن تعادل اکولوژیک محیط آبی، تسریع فعل و انفعالات شیمیایی آب، مرگ آبزیان و کاهش خودپالایی و تصفیه آب توسط میگروارگانیزم های هوازی را به دنبال دارند. جالب است بدانید تا ۹۰ درصد مواد استخراج شده از معادن صنایع فلوتاسیون به صورت لجن و مواد معلق توسط فاضلاب به منبع پذیرنده آب منتقل می شوند. آلودگیهایی شیمیایی و بیولوژیک نیز از انواع دیگر آلودگیهای آب است که به دنبال تخلیه ترکیبات مختلف در آب مانند کلر، فلوئور، فنل، سیانور، فسفر و نیترات حاصل میشود. این آلودگیها موجب مسمومیت آب و جلوگیری از تصفیه آن میشود. از دیگر سو آلودگیهای بیولوژیک موجب افزایش میزان BOD شده که در نهایت از بین رفتن اکسیژن آب، به خطر افتادن حیات آبزیان و مساعد شدن محیط برای رشد میکروارگانیزمهای هوازی را به دنبال دارد. لذا باید چاره ای اندیشید تا بدون آنکه فعالیتهای فناوری کاهش یابد، محیط زیست را از خطر نابودی نجات دهیم. یکی از راهکارهایی مناسب در این زمینه استفاده از فناوریهای پاک است. تولید تمیزتر از مهمترین جنبههای فناوری پاک است که این مهم به نوبه خود محیط زیست سالمتر را به دنبال خواهد داشت. فناوری پاک به معنای تولید صنعتی همراه با حفظ محیط زیست است که این مهم مزایای راهبردی و اقتصادی بسیاری را برای صنعت به دنبال خواهد داشت. به این ترتیب با جایگزین کردن روشها و تکنیکهای جدید که به منظور حفظ محیط زیست انجام میگیرند؛ میتوان هدف تولید بهتر با آلودگی کمتر را تحقق بخشید.
